هرچه شد بین در و دیوار شد
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید6.2K
هرچه شد بین در و دیوار شد ریشه ی سرنیزه ها مسمار شد دیشب از سینه ی من تا به سحر خون می ریخت زان نماز شب بنشسته به جا آوردم باشد عیان بزرگی و آزاده ای ولی باور نمی كنم كه تویی زینب علی پرواز كی بجز مدد بال و پر شود زینب كجا بدون حسینش سفر رود