
وای بیسر بیسر بیسر موندی بین لشکر وای وای تنها تنها تنها موندی روی صحرا وای وای کوفه کوفه کوفه این روضه مکشوفه وای وای عباس عباس عباس پاشو زینب تنهاست وای سرِتو نقشِ فَلک نقشِ بیابون بدنت کشته مارو بوی آب قربونِ زخم دهنت کو ابالفضل که بیاد، زینبو آروم بکنه یه نگاه به اون لبِخشکِ تو مظلوم بکنه عالمو بیقرار کنم خیمههارو چیکار کنم؟ منکه پناهِ عالمم کدوم طرف فرار کنم؟ قربونِ صدا زدنت خیلی بیهوا زدنت حالا رویِ چادرمه خاکِ دستوپا زدنت من سرِقرار اومدم توی نیزهزار اومدم ازتو برنگشتم حسین با خودم کنار اومدم تا چشمم کار میکنه نیزه نیزه نیزه، نیزه میبینم رو سینت داره چیکار میکنه؟ نیزه نیزه نیزه، نیزه میبینم