رفتی و گفتم زیر لب
محمد امینیپسندیدن7
بازدید1.9K
(رفتی و گفتم زیر لب این بخت با ما یار نیست)۲ (از رفتنت معلومه که برگشتنی در کار نیست) سر تو مال نیزه بود تن تو مال بوریا یه عمر تو آغوشته ای خوش به حال بوریا (همزمان هم بی قرارم هم صبورم هم به تو نزدکیمو هم از تو دورم)۲ (همزمان هم خیمهام هم قتلگاهم هم پناه عالمم هم بی پناهمم)۲ پناه حرم کجا داری میری حسین برادرم بدرقهی راه تو اشک چشم ترم آهسته تر برو داداش میبینی مضطرم