نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وا غریبا وای وای وای وای... آیه میبارد از آسمانها حی علی العزا وا غریبا جبرییل از بوی این کاروان میشود مست ورد لبها و قفینا به ذبح وا غریبا وای وای وای وای... بر حجاب یه بانوی خسته گرد و خاک اسارت نشسته میکشند و میبرندش به شهر اسارت بانوی غم کشته اماده بهر اسارت وا غریبا وای وای وای وای... وای حسین... رسیده یک کاروان غم رو لبا نوای حسین میون صحرای کربلا پیچیده صدای حسین گرفته روی محمل خواهر به لب زمزمه بیا برگردیم برادر جان فاطمه خون شد دل زمین و زمان زینب رسید تا به کربلا دل دختری لرزیده با دیدن شمشیر و نیزهها زبون کرفته لب خون خدا اعوذ بالله من الکرب والبلا اعوذ بالله من الکرب والبلا... شد دل خورشید و اسمون مثه دل شاه غریب به روی محمل یه خواهری روی لبش ام یجیب سایهی خورشید زهرا حجاب زینب شد زانوی علمدار رکاب زینب بغض گلو آتش زده بر دل مهتاب کاروان چشم عمو شد قوت کودک بیتاب کاروان نگاه زینب سوی سرنیزهها اعوذ بالله من الکرب والبلا زبون کرفته لب خون خدا اعوذ بالله من الکرب والبلا اعوذ بالله من الکرب والبلا... دیدن شمشیر نیزهها اتیش دل خواهر زخم دل خون بچهها هلهلهی لشکر نفس نمونده تو سینهی هفت آسمون شده پذیرایی کاروان تیر و کمون خیره شده چشم مسی به روی شیرخوارهی حسین اینجا میشه نقش زمین پیکر صدپارهی حسین پیچیده شد تو دل دشت بلا اعوذ بالله من الکرب والبلا زبون گرفته لب خون خدا اعوذ بالله من الکرب والبلا اعوذ بالله من الکرب والبلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد