نداشتم به برگشت دوتاشون امید

نداشتم به برگشت دوتاشون امید

[ حسن عطایی ]
(نداشتم به برگشت دوتاشون امید)۲
(تا که افتادن رو خاک، دل من لرزید)۲

تو عمر پر غمم تا امروز، یه مادر شهید نبودم
دیگه آتیش زدن با این داغ، (به تار و پودم)۲

کیه بفهمه غربت دنیا رو
کیه بفهمه غصه‌ی زهرا رو
براش بمیرم

حالا دیگه خبر دارم از دردش
از قلب پر آتیش و آه سردش
براش بمیرم

آه و واویلا، آه و واویلا ...

*****

برا یه مادر سخته جلوی چشماش
رو خاک می‌افتن بی‌جون دوتا از گل‌هاش

می‌گیره اشکِ این چشمامو
انگار تو خیمه بازم مادر
انگار داره تَسَلّام میده بابامون حیدر

یه لحظه شد برام دلواپس
کنار تو می‌مونم ای هم‌نفس
تویی امیدم

تویی تموم هستیِ من مولا
نداره بی‌تو زنده بودن معنا
تویی امیدم

آه و واویلا‌، آه و واویلا ...

*****

کجای دنیاست اینجا که بی‌قرارم
کنار من باش، بی‌تو آروم ندارم

پنجاه ساله پر از آشوبم
پنجاه ساله پر از کابوسم
پنجاه ساله پس از پیغمبر با غم مأنوسم

نگذشته حتیٰ لحظه‌ای بی‌تَشویش
پنجاه ساله می‌سوزم از اون آتیش
آروم ندارم

حتیٰ نمیده گریه هم تسکینم
همون آتیشو امروزم می‌بینم
آروم ندارم

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین حسن عطایی

نظرات