برادرم رحمی بکن به اشک چشم های من
حسن عطاییپسندیدن3
بازدید1.5K
(برادرم رحمی بکن به اشک چِشای من)۲ پاشو بیا، پردهی خیمشونو کنار بزن خودت ببین پریشونن در انتظار میدونن (اجازه بده گلای زینب)۲ برات جون بدن به جای زینب میخوام روسفید پیش زهرا شَم میخوام تو غمت شریکت باشم (منو سهیمم کن، اگه قراره که بی تو برگردم)۲ (دوتا پسرهامو یه عمری با عشقت تربیت کردم)۲ (میگی جوونن قبول ولی چه سود)۲ مگه علی اکبرت جوون نبود ... ***** برادرم، روی منو زمین که نمیزنی بذار برن، بگو غرورشونو نمیشکنی نمیگی نه، اگه بدم به فاطمه تو رو قسم علی اکبرت شد اِرباً اِربا تو غمها تو رو نذاشتم تنها تو به خاک غم بشینی، من نه؟! تو داغ جوون ببینی، من نه؟! (داداش اگه حتی عبا نیازت بود تا میری میدون)۲ (نگاهی تو چشمات نمیکنم وقتی که میاریشون)۲ یادت میاد مادرمون زمین خورد تو کوچهها نذار زمین خوردنمو ببینن این بچهها (منو اسیر اگه دیدن مطمئنم که جون میدن)۲ کتک خوردنِ یه مادر سخته جلو بچهها که بیشتر سخته تو میری و من تو اوج غمها میشم همسفر با نامحرمها (تحملش سخته منو ببینن با دستای بسته)۲ (سَرِ تو رو نیزه، منم به دنبالت با پای خسته)۲ (میگی جوونن قبول ولی چه سود)۲ مگه علی اکبرت جوون نبود ...