نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ناز چشامو می کشم ابری و بارونی می شم روضه خونه مدینه و، بقیعشم کی دیده بگی، یه عرش اعلای خاکی خاکی تر از این، چار مزار افلاکی اونجا آخرش، چه لحظه هایی می سازیم چار تا گنبد، امام رضایی می سازیم دریای ماتمه چهار تا قبری که قبله گاه عالمه فدای غربت بچه های فاطمه غریب حسن 3 حتی تو این شبا بساط روضه مون میشه داغ باشه با حرارت غم حضرت مجتبی غریب حسن 3 آه و واویلتا، واویلتا 3 *** با گریه کن با سینه زن امشب شده قرار من گریه برام غریبیِ، امام حسن ما که عمری از، غریبی حسن گفتیم اسمش تا میاد، به یاد کوچه میفتیم آه از لحظه ای، که راه مادرش صد شد از بالا سرش، یه دست بی حیا رد شد وای از چشم ترم یه دست سنگین و صورت مادرم الهی که نفهمه بابا حیدرم غریب حسن 3 از اون ضربه دست دیدم که مادرم روی خاکا نشست یه سیلی و دو گوشواره ای که شکست غریب حسن 3 آه و واویلتا، واویلتا 3 *** اومد یه ساعتی براش درد بود ولی نبود دواش گریه کنه حسن شدن، برادراش آه از ساعتی، که تابوت و به تن دوختن عباس و حسین، آتیش گرفتن و سوختن آه این قصه رو، شنید ولی ندید زینب تا اون ساعتی، که روی تل رسید زینب دید دارن بی هوا بالا پایین میرن شمشیرا نیزه ها یکی میزد با سنگ اون یکی با عصا حسین من 3 غصه در میزنه یه مرغ بسملی بال و پر می زنه نداره سر حسین و به سر می زنه حسین من 3 آه و واویلتا، واویلتا 3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد