نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زهر کینه برا غمش طبیبه چشم به راه رسیدنِ حبیبه اونی که توی خونهش هم غریبه دَم رفتن به یاد مادرشه ذکر زهرا نوای آخرشه بدتر از هر کی حال خواهرشه وای اون آقایی که کارش بوده جود و کرم وای میزنه ناله و میگه خدا جگرم حسن وای، حسن وای، حسن وای... **** آسمون بارون عزا میباره زینبش آروم و قرار نداره کفن آخرو میره میاره میگه زینب با حالتی نگرون تو که از من گرفتی صبر و اَمون سلامم رو به مادرم برسون وای میری و راحت از این همه جور و جفا وای نیستی ببینی چهها میشه کربوبلا حسن وای، حسن وای، حسن وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد