نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مسیح بر فلک و مرتضی علی به تراب دلـم زآتـش ایـن غـصه بـود بسـکـه کبـاب سـؤال کـردم از ایــن ماجــرا ز پـیـر خـرد چـو غـنچه لـب به تکـلم گـشود و داد جـواب کـه قـدر هـر دو بـه مــیزان عـدل سـنجـیدند علـی گــران تـر از او بـود در هـمـه ابـواب بمـاند کـفه ی مـیزان مرتـضـی بـه زمین بـه آسـمـان چهـارم مسـیـح شد پرتاب مسـیح کفـه ی خـورشـید را گرفـتـه به کــف به جستجوی علی هست تا به یـوم حسـاب *** [مسیح را تو داده ای، شفا ز لعل نوش خود تو صَرف ناتوان کنی، همه توان و توش خود تو خود نوای بی نوا، شنیده ای به گوش خود تو ظرف آب پیرزن، کشیده ای به دوش خود تو دستگیر هر کسی، که اوفتد ز پا علی]
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد