
ماه بلندم حالا دیدی عزیز دل عمو چه داغی رو قلبم گذاشتی چی به سرت اومد زیر سم مرکب روی خاک اخه تو که جوشن نداشتی دیگه جونی نمونده برات که بگیرم تو بغلت که ببوسی روی منو با لب غرق عسلت با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده عطر تن تو میگه دیگه روا شده حاجتت که تو بغل مجتبیی کاشکی عزیزم نبینه مادرت از خیمهها که زیر سم مرکبهایی حالا تو آغوش منی چقدر عین حسنی سرتو میبوسم و تو داری دست و پا میزنی مثل شاخ شمشاده، که رو خاکا افتاده بخدا که این همه زخم، برای بدن زیاده با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده جوری صدام کردی که تموم حرم زار زدند حال حرمم رو ندیدی لحظه به لحظه تا که برسم بالا سرت جلو چشم من قد کشیدی شهدا خون گریه کنید به امانت داری من حسنم اومد کمکم واسۀ دلداری من مثل برگ پاییزه داره اعضات میریزه کی میدونه که این بدن چقدر برام عزیزه با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده ***