
رسیدم به غم خانهات، دلم گشته همخانهات به جوش و خروشم، علم روی دوشم ای نامت برابر، با آیات قرآن دستم را گرفتی، تا گفتم حسین جان (تربته شفا حسین ساکن کربلا حسین)4 **** به آه و فغان و علم، به دنبال تو میدوم منم زار و گریان، کجایی عمو جان بین تیغ و نیزه، زیر دست و پایی میبینم لبت را، گرم ربنایی تو را زدم صدا حسین ساکن کربلا حسین (تربته شفا حسین ساکن کربلا حسین)4 ****