
اون بالا بالاهایی، شبیه یک پرنده آخه کی دلش میاد سرتو به نیزهها ببنده به چشمهای تو خواب نرسید سر تو به رباب نرسید چه فایده داره آب حالا که یه قطره به تو آب نرسید لالا گل پونه، سر گلم پُره خونه به نیزه دار تو گفتم، که بچمو بخوابونه سرت پیش عموته، تنت پیش باباته یه ذره هنوز بازه چشات، تّرک تّرک لباته نگات دل سرابو شکست لبت قُرُق آب رو شکست به سمت تو که سنگ میزدن اومد سر رباب رو شکست لالا گل لاله دوباره میزنم ناله خدایا قاتل بچم برا جایزه خوشحاله لالا گل پونه، سر گلم پر خونه به نیزه دار تو گفتم، که بچمو بخوابونه هزار دفعه سوزوندن ربابو زنده زنده قاتل تو وقتی زار میزنم، به گریههام میخنده بخواب که دیگه تیر نمیاد به لب عطش شیر نمیاد بخواب که دیگه وقتی برا بوسیدن تو گیر نمیاد لالا لالا گل گریون خدا کنه نیاد بارون حالا رو نیزه اون بی رحم سرت رو کرده آویزون ای گل چه زود دست خزان کرد پّرپّرت رفتیو رفت خنده ز لبهای مادرت هرکس که دید رأس تو روی نیزهها آهی کشیدو گفت بیچاره مادرت لالا گل پونه سر گلم پر خونه به نیزه دار تو گفتم که بچمو بخوابونه ***