
خالی شد خیمه گاهت غربت توی نگاهت جانا بمیرم الهی برای آهت سهمم رو آوردم برا سپاهت تنهای این صحرایی مگه من مردم تنهایی آوردم این دو فدایی منم عالمۀ ثقلین منم آینۀ حسنین سر من به فدای حسین این زخم، زخم فراقه مردن یه اشتیاقه آقا حالا که فصل خزون باغه دست بگذار رو قلبم ببین چه داغه آهت مثل شمشیره جون ما رو میگیره واسۀ موندن دیگه دیره من اسیر نگاه توأم تا ابد تو سپاه توأم که فدایی راه توأم منم عالمۀ ثقلین منم آینۀ حسنین سر من به فدای حسین ببین این قوم قتال دارم من میرم از حال مثل یه کوه تنها یه مرغ بی بال با لبهای تشنه میرم به گودال دریا گودال سر تا سر خون میجوشه از پیکر میمیرم من پیش مادر به فدای نفس زدنت تن بی سر و بی کفنت پُره زخمه همه بدنت منم عالمۀ ثقلین منم آینۀ حسنین سر من به فدای حسین ***