
قبلهی من کربلا، کوی دلجوی حسین سجدهگاه مردنم روی زانوی حسین مستجاب الدعوهی خیمهی اهل کساء سینهزنهاتو ببر دسته جمع تا کربلا کربلا یا کربلا، کربلا یا کربلا ***** آرزومه وقت خواب با تو به رویا برم زائرت شم وقت مرگ بعد از دنیا برم جمعه شبها که میشه پر میگیرم تا خدا مثل شش گوشه میشه صحن این هیئت سیاه روز دنیا میشود هر شب جمعه سیاه مادری دامن کشان میرود تا قتلگاه زیر پای نیزهها نالهها میزد حسین پیش چشم مادرش دست و پا میزد حسین مادر او میدوید در میان قتلگاه بر سر و سینه زنان از برای سر جدا حسین، حسین، حسین