
حی علی العزا فی مصیبت الحسین در بارگاه قدس که جای ملاله نیست سر های قدسیان همه بر زانوی غم است حی علی العزا فی مصیبت الحسین پرسیدم از هلال که چرا قامتت خم است آهی کشید و گفت که ماه محرم است حی علی العزا فی مصیبت الحسین کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون فتاده بی میدان کربلا حی علی العزا فی مصیبت الحسین باز این چه شورش است که در خلق عالم است با این چه نوحه و چه عزا و ماتم است در بارگاه قدس که جای ملاله نیست سر های قدسیان همه بر زانوی غم است حی علی العزا فی مصیبت الحسین پرسیدم از هلال که چرا قامتت خم است آهی کشید و گفت که ماه محرم است حی علی العزا فی مصیبت الحسین کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون فتاده بی میدان کربلا از آب و هم مضایقه کردن کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا حی علی العزا فی مصیبت الحسین بودند پیر و دد همه سیراب و می مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا باز این چه شورش است که در خلق عالم است با این چه نوحه و چه عزا و ماتم است