عشق بدون روضه‌ات رنگ سراب می‌شود

عشق بدون روضه‌ات رنگ سراب می‌شود

[ محمد امینی ]
عشق بدون روضه‌ات، رنگ سراب می‌شود
نفس برای نوکرت، بی تو عذاب می‌شود

عطر بهشت می‌وزد از تن و جانِ سینه‌زن
قطره‌ی اشکِ گریه‌کن، رود گلاب می‌شود

یا اباعبداللهِ الحسین... 

****

اهل نماز می‌شود هر که تو را شناخته
گرچه نماز دشمنت کفر حساب می‌شود

هر که دل هوایی‌اش روضه‌نشینِ عشق شد
نقشه‌ی نفس سرکشش نقش بر آب می‌شود

در تب و تاب زندگی وقتِ طلوع رنج‌ها
با هیجانِ نامِ تو، درد جواب می شود

با تو همیشه حال من خوب‌تر از گذشته است
بی تو امید در دلم خانه خراب می‌شود

یا اباعبداللهِ الحسین... 

****

تا تو شدی کشته ما بی سر و سامان شدیم
یک‌سره سرگشته‌ی کوه و بیابان شدیم

خیمه و خرگاهِ ما رفت به باد فنا
به لُجّه‌ی غم اسیر، دچار طوفان شدیم

ای سر تو بر سنان، شمع ره کاروان
به مِهر روی تو ما، شهره‌ی دوران شدیم

زجور خونخوارگان تو سر بلندی و ما
ز دست نظّارگان سر به گریبان شدیم

ای سرِ نورانی‌ات شاهد حالات ما
بی تو نشاید که ما، بار به منزل بَریم


یا اباعبداللهِ الحسین...

نظرات