نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صنوبری که خمیده، خدانگهدارت خوشی ز عمر ندیده، خدانگهدارت قرار بعدی ما کربلا زمان غروب کنار رأس بریده، خدانگهدارت **** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من افتادم تو قتلگاه، یوما یوما بوما افتادم به زیر پا، یوما یوما یوما تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد ته گودال نفسگیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست دشمن اگه به سرش برسه آی خدا به داد موی دخترش برسه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد