نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شاه مردانه شمشیر مصطفی و تیغ برانه گرگا به هم میگن که شیر غرّانه جان جان جان جان جانانه مرد میدانه با حملهی علی که عین طوفانه عمر بن عبدود با خاک یکسانه جان جان جان جان جانانه تو میدون با ذوالفقار میگشت دنبال شکار وقتی که فلانیا میگفتن که الفرار اونی که از ترس نگاهش یه لشکری عقب کشیده ناز یتیمای عرب رو رو شونه نیمه شب کشیده (لا امیر، الا علی)۳ وقت پیکاره کرار غزوهها که غیر فرّاره وقتی که ذوالفقار جنگ رو برداره کار کار کار کار دشمنها زاره این یه هشداره تیغ علی یه عزرائیل سیاره برگشت نداری ای لشکر قداره کار کار کار کار دشمنها زاره از هو هوی ذوالفقار و لا یمکن افرار چادر سر کنید شاید تو میدون نشید شکار اونی که هر کی روبروش رفت تنها بهش کفن رسیده تو فراز و فرود دنیا خیلی به داد من رسیده (لا امیر، الا علی)۳ ای به قربان سلطان کربلا که شاه شاهانه فرمانروای دل، خسرو خوبان جان جان جان جان جانانه من مسلمان دینی که ذکر هر شبش حسین جانه ابن الکریمه و قدیم الاحسانه جان جان جان جان جانانه هم نامش دوای ما هم تربت شفای ما این تنها حسین که میمونه برای ما اونکه همیشه با نگاهش دلای مارو زیر و رو کرد بیآبرویی مثل من رو فقط حسین با آبرو کرد لارفیق الا حسین بنبی عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی شتر سوار کند فرار از ضربِ فرزند صاحب ذوالفقار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد