(شاه مردانه شاه مردانه) ۲ شمشیر مصطفی و تیغ بُرّانه گرگها به هم میگن شیر بُرّانه جان جان جانجان جان جان جانانه مرد میدانه (با حملهی علی که عین طوفانه) ۲ عَمرِ ابنِ عَبدُوَو با خاک یکسانه جان جان جانجان جان جان جانانه (تو میدون با ذوالفقار میگشت دنبال شکار) ۲ (وقتی که فلانیا میگفتند که الفرار) ۲ وقت پیکاره وقت پیکاره وقت پیکاره کَرّار غَزوهها که غیر فراره وقتی که ذوالفقاره جنگو برداره کار کار کار دشمنا زاره این یه هشداره این یه هشداره تیغ علی یه عزرائیل سیّاره برگشت نداری ای لشکر قَدّاره کار کار کار دشمنا زاره (از هوهوی ذوالفقار و عَلی یُمکِنُ الفرار) ۲ (چادر سر کنید شاید تو میدون نشید شکار) ۲ فتنهای برپاست فتنهای برپاست تا طی شه ناقهی جَمَل علی برخواست پرچم رو داد به اونکه مادرش زهراست یا حسن حسن حسن رو لبِ مالکهاست حسن حسن حسن علوی زاده علوی زاده علوی زاده تیغش صاعقه هست و سرعتش باده جوری زده شتر با بارش افتاده (کوریِ اون دوتا زن از گهواره تا کفن) ۲ یا میگیم حسین حسین یا میگیم حسن حسن