نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شاه مردانه شمشیر مصطفی تیغ برانه گرگها به هم میگن شیر غُرّانه جان جان جان جان جان جان جانانه مرد میدانه با حملهی علی که عین طوفانه عَمرِ ابنِ عَبدُالوَعد با خاک یکسانه جان جان جان جان جان جان جانانه تو میدون با ذوالفقار میگشت دنبال شکار وقتی که فلانیا میگفتند که الفرار اونی که از ترس نگاهش یه لشکری عقب کشیده ناز یتیمان عرب رو رو شونه نیمهشب کشیده لا امیر الّا علی... وقت پیکاره کَرّار غَضبهها که غیر فَرّاره وقتی که ذوالفقار جنگو برداره کار کار کار کار دشمنا زاره این یه هشداره، تیغ علی یه عزرائیل سَیّاره برگشت نداری ای لشکر غَدّاره کار کار کار کار دشمنا زاره از هوهوی ذوالفقار و عَلی یُمکِنُ الفرار چادر سر کنید شاید تو میدون نشید شکار لا امیر الّا علی... ای به قربان سلطان کربلا که شاهِ شاهانه فرمانروای دل، خسروِ خوبانه جان جان جان جان جان جان جانانه مسلمانه دینی که هر شبش ذکر حسین جانه اِبنُ الکریمه و قَدیمَ الاحسانه جان جان جان جان جان جان جانانه هم نامش دوای ما هم خاکش شفای ما این تنها حسینه که میمونه برای ما اون که همیشه با نگاهش دلای مارو زیر و رو کرد بیآبرویی مثل من رو فقط حسین با آبرو کرد لا رفیق اِلّا حسین... خیلی آقایی بردی دل یه دنیارو به تنهایی کارم کشیده از جنون به رسوایی شور شور شور شور سینهزنهایی خیلی آقایی تنها نه فکر نوکرات تو دنیایی پشت در بهشت منتظر مایی خیلی خیلی خیلی خیلی آقایی از خاکِ غمِ تواَم اصلا آدم تواَم دنیا نه قیامتم زیر پرچم تواَم رومو زمین نزن دوباره لطف توئه بیشتر از اینا از حالا تا وقتی که زندم جا نمونم تو اربعینا لا رفیق اِلّا حسین... این یه طوفانه این یه طوفانه.... یا خطبهی یه مادهشیرِ غُرّانه یا دختر بزرگِ شاهِ مردانه جان جان جان جان جان جان جانانه مردو مردانه تو کاخ کوفه یکتنه دلیرانه میکوبه تو دهان اِبنِ مرجانه جان جان جان جان جان جان جانانه وقتی میگه اُسکُتوا دنیا میشه زیر و رو طوری خطبه خونده که کوفه شد بیآبرو اونی که از کربلا تا شام با نفسش پیمبری کرد سپاه کوفه رو بِهَم ریخت یعنی که کار حیدری کرد لا علی اِلّا زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد