
شب اصغر، شب هفتم، شب قحط آب مردم سه شب دیگه تن شهر میشه زیر نیزهها گم شب شکوه و کنایه، شب سورهی شش آیه دیگه بعد از این یه مادر نمیره به زیر سایه شب آه ناتمامه، شب طفل تشنه کامه بعد از این به سینهزنها آب خوش دیگه حرامه حسین، حسین، حسین، حسین، حسین ***** شب شور و شب سینه، شب زخم دلنشینه شب کربلا و اصغر، شب محسن و مدینه شب تار بی سپیده، شب حنجر دریده به خودش میپیچه امشب مادری که ناامیده