
سه چند روزه که بوی گل نیومد وای۳ صدای چهچه بلبل نیومد وای۳ برید از باغبون گل بپرسید وای ۲ چرا بلبل به سیر گل نیومد وای ۲ بیا ای دل از اینجا پر بگیریم۲ ره کاشانهی دیگر بگیریم۴ بیا گم کردهی دیرین خود را ۲ سراغ از لالهای پر پر بگیریم ۲ سه غم اومد به جونوم هر سه یکبار۲ غریبی و اسیری و غم یار ۲ غریبی و اسیری چاره داره ولی اخر کشد مارا غم یار غم یار و غم یار و غم یار ۲ سه چند روزه که بوی گل نیومد آه صدای نالهی زینب نیومد وای برید از باغبون گل بپرسید چرا بلبل به سیر گل نیومد ۳ غم عشقت بیا بن پرور اومد آه ۳ هوای وصلت بی بال و پرم کرد آه به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوریت و چه خاکی بر سروم کرد۲ گلی گم کردهام می جویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت، آه ۲ اگر جویم گلم در این بیابان۲ به آب دیدگان میشویم او را ۲ حسین جانم، حسین جانم، حسین جان ۶ برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری چرا عمامهای برسر نداری ۳ چرا بی سر فتاده پیکر تو چه حال است این بیمرد خواهر تو ۴ حسین جان رفتم و نگذاردم شمر ۲ کشم تیر از گلوی اصغر تو، آه ۲ حسین جان رفتم و نگذاشتندند۲ دمی قرآن بخوانم بر سر تو ۴ حسین جانم، حسین جانم، حسین جان ۴ سلیمان شاه که را در این بیابان ۲ چه شد انگشت و کو انگشتر تو، آه ۲ میان آفتاب گرم و سوزان چرا عریان فتاده پیکر تو به کهنه جامهای کردی قناعت که بیرون کرده اورا از تن تو ۲ حسین چون شد که روی نشئه تو شمر زند سیلی به روی دختر تو رها سازد مرا تا از کف شمر چه شد عباس امیر لشکر تو، آه ۲ امان ای دل ای دل ای دل ۶ برادر رفتم و نگذاشتندند کشم تیر از گلوی اصغر تو، آه تویی پروردهی آغوش زهرا چرا خاک سیه شد بستر تو، آه ۲ ندادنداین قدر امانم (؟) که بنمایم وداع با اکبر تو رها سازد مرا تا از کف شمر چه شد عباس امیر لشکر تو، آه ۲ دم مردن گلویی تر نکردی۳ مگر نبود فرات از مادر تو ۲ امان ای دل ای دل ای دل ۶ برادر رفتم و نگذاشتندند وای کشم تیر از گلوی اصغر تو تویی پروردهی آغوش زهرا حسین چرا خاک سیه شد بستر تو دم مردن گلویی تر نکردی وای مگر نبود فرات از مادر تو، آه ۳ سر زینب بود عریان به پا خیز، آه ۲ بگو اورا که چون شد معجر تو وای ۲ چرا بی سر فتاده پیکر تو آه چه حال است این بمیرد خواهر تو دریغا ای حسین نگذاشتندند دمی قرآن بخوانم بر سرتو ۲ سلیمان شاه چرا در این بیابان چه شد انگشت و کو انگشتر تو؟ میان آفتاب گرم و سوزان، آه چرا عریان فتاده پیکر تو؟ ۲ دم مردن گلویی تر نکردی مگر نبود فرات از مادر تو سر زینب بود عریان به پا خیز بگو اورا که چون شد معجر تو، آه ۲ امان ای دل ای دل ای دل ای دل ۶ غم عشقت بیابون پرورم کرد، آه هوای وصلت بی بال و پرم کرد۲ به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد۲ دلم میخواد همین باشم ای دل دل سر کوچه کمی باشم ای دل دل همون ساعت که از خونه درآیی خودم فرش زمینت باشم ای دل دل ۲ امان ای دل ای دل ای دل ۶ نسیمی کز بن آن کاکل آید، آه مرا خوش تر زبوی سنبل آید چوشو گیر و خیالت را در آغوش، آه سحر از بسترم بوی گل آید، آه ۳ بیا ای دل از اینجا بر بگیریم، آه سراغ از لالهای پر پر بگیریم بیا ای دل از اینجا بر بگیریم، آه ره کاشانهای دیگر بگیریم بیا گم کردهی دیرین خود را سراغ از بستری خالی بگیریم ۴ گلی گم کردهام میجویم اورا به هر گل میرسم میبویم اورا گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت ۲ اگر جویم گلم در این بیابان ۲ به آب دیدگان می شویم او را ۳ برادر جان سلیمان زمانی ۲ چرا انگشت و انگشتر نداری؟آه ۲ برادر جان سلیمان زمانی آه چرا عمامهای بر سر نداری ؟ ۲ مگو زینب چرا عمامهای بر سر ندارم آه۲ چرا زینب به سر معجر نداری ؟آه ۴ کربلا دریای خون شد آه۲ زینب از خیمه برون شد آه ۲