نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که از کودکیام پای غمت پیر شدم بر درِ خانهی تو بسته به زنجیر شدم من که با چای تو یک عمر نمکگیر شدم جز تو از عالم و آدم به خدا سیر شدم (به امیدی که جوابم بدهی آمدهام جرعهای از مِی نابت بدهی آمدهام)۲ (جانم حسین جانم، جانم حسین جانم)۴ (من غلام توام اربابی و آقایی کن مُردهام با نفست کار مسیحایی کن)۲ دیدهام را زِ غمت دیدهی دریایی کن (بیت الاَحزان مرا حضرت زهرایی کن)۲ (نیستم لایق توصیف و ثنای تو حسین)۲ عمر من طی شده در تحت لِوای تو حسین عمر من طی شده در هیئت بین الحرمین (جانم حسین جانم، جانم حسین جانم)۴ (بی تولّایِ تو من راه به جنّت نبرم)۲ بی تو در هر دو جهان در طلبت در به درم (کاش میشد که غمت را به دو عالم بخرم بی تولّای تو استاد شوَم، بی هنرم)۲ (هستیام هستی و تاج سر من هستی تو)۲ (چشمهی عشقی و بال و پر من هستی تو)۲ (جانم حسین جانم، جانم حسین جانم)۴ ای فدای تو وجود پدر و مادر من سایهی لطفِ تو تا روز ابد بر سر من بودهای در همه جا، یار من و یاور من دوری از کرب و بلایت، نشود باور من دل من از غمِ تو غرق محن میباشد نوکریِ تو فقط حاجت من میباشد (جانم حسین جانم، جانم حسین جانم)۴ از ره دور طواف حرمت را عشق است هَروَله کردنِ پای علمت را عشق است تا ابد لطف و صفای کرمت را عشق است گریهی روز و شبم پای غمت را عشق است یک نظر کن که دلم از نگهت مست شود (یا که دلبستهی آن ساقیِ بی دست شود)۲ به امیدی که جوابم بدهی آمدهام جرعهای از مِی نابم بدهی آمدهام (جانم حسین جانم، جانم حسین جانم)۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد