
دل من تنها بیکس و کار تا ابد از غم و غصهی ارباب ببار نمیدونی مگه اربابِ تو رو سر بریدن نمیدونی مگه به خیمههاش آتیش کشیدن پس چرا تو زندهای، پس چرا نفس میآد دل من بیشتر از اینها دل من گریه میخواد پس چرا تو زندهای، پس چرا نفس میآد ای کشتهی صد پاره تن، ارباب من ارباب من ای ارباً اربا بی کفن، ارباب من ارباب من «ارباب من ارباب من» گریه کن دل من تو غم ارباب بی کفنت رسیده دل من موقع پرپر زدنش نمیدونی مگه دستای عمو رو بریدن وقتی خیمهها میسوخت کِل کشیدن هنوزم میشه شنید، صدای وا عطشا پس چرا تو زندهای، پس چرا نفس میآد دل من بیشتر از اینها دل من گریه میخواد نمیدونی مگه دستای عمو رو بریدن وقتی خیمهها میسوخت کلِ کشیدن هنوزم میشه شنید، صدای واعطشا دل من بیا بریم با هم دیگه کرببلا ای کشتهی صد پاره تن، ارباب من ارباب من ای ارباً اربا بی کفن، ارباب من ارباب من «ارباب من ارباب من» آرزوم همینه که بگیره جونم و تو روضههاش یا یه روز کربلا جونم و من کنم فداش عمریه که من واسِ اون میخونم خودم و غلام بچش میدونم دوست دارم جون بکنم، واسِ ارباب بخونم دوست دارم جار بزنم فداییه حسین شدم پس چرا تو زندهای، پس چرا نفس میآد دل من بیشتر از اینها دل من گریه میخواد ای کشتهی صد پاره تن، ارباب من ارباب من ای ارباً اربا بی کفن، ارباب من ارباب من «ارباب من ارباب من»