
سری پایین کن ای بالانشین قدومت را ببین ببین افتاده بر خاکت اسیری ای امیرِ بنِ امیرالمومنین زمین بر خاکِ پای مهجبین ساید چو میبیند به خاکِ پای تو سایم جبین به آن دستانِ بازِ تو قسم دست درازِ من فقط از تو، تو را خواهد همین بیا دستم بگیر، ای دست گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر که کارم پیشت آقا هست گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر نه این دل را فقط دربست گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر سر و جان هرچه مقبول است گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر بزن باده به ناز شست گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر پس از آن حکم جلب مست گیر حسین نعم الامیر، حسین نعم الامیر نما جلبم، شه قلبم به کهف خود نما کلبم حسین کفیلم، حسین سبیلم حسین عزیزی، حسین ذلیلم ذلیلِ تو عزیز عالمِینَم بر آن دینم که بُردی زیر دِینم نمک دادی که من در شور و شینَم حسینم وا حسینم وا حسینا *** تو از درک بشر والاترینی تو با حق میپری خدا داند نمیدانم که یعنی چه حسین مِنّی پیغمبری پیمبر محشری کردی کرده که از روی زمین خود را کشانده سوی عرش داوری تو تا محشر خدا را میکشانی هر شب جمعه به سویت بس که آقا محشری سلامی از سلام از دورها، حسین خون خدا به تو ای واقف منظورها، حسین خون خدا نمکدان تمام شورها، حسین خون خدا ز داغت، روزها، عاشورها، حسین خون خدا ...، حسین خون خدا دلیل لطمههای حورها، حسین خون خدا دمت اعظم غمت اعظم نخی از پرچمت اعظم حسین مرامیم،که تا غلامیم، حرم حضوریم دهد سلامیم سلام ای خاک پایت نصب العینم سلام ای زِین زینب فرّ و زینبم سلام ای بالسیوف القطّعینم حسینم وا حسینم وا حسینا ***