ساقیِ مستانه علی علی ساحل غمهامه علی علی دوست دارم انگور ضریحتو وقتی تو دستامه علی ابوتراب، پدر خاکی، مستیِ پاکی بگو من تو رو مقایسه کنم با کی وقتی میگم من هرزگاهی، عین اللهی بهخدا قسم خدا هم نمیشه شاکی تو از هر لحاظی، تو سرفرازی غیر از خدا نداری به هیچکی نیازی تو چارهسازی، رعیت نوازی از سنگ مُرده مولا قنبر میسازی