یکی بود یکی نبود خب علی که بود
محسن عراقیپسندیدن21
بازدید9.3K
یکی بود یکی نبود، خب علی که بود اللهی کور بشه چشم حسود اون که منکر تو شد میفهمه زود سرنوشتش میشه مرحب یهود هر کی باهات در افتاده یقینا که ور افتاده یک طرفی دست و پا و یک طرف سر افتاده روی دلدل سواری مثل یه بازِ شکاری سر مرحب رو زدی تو با یک ضربهی کاری رعشه افتاد به تنه هر چی یهوده تو میدون مثل رودخونهای خونِ دشمن شده جاری با سپر اومد، بیسپر برگشت با سر اومد و بیسر برگشت هر کسی اومد به نبرد تو یک نفر اومد و دو نفر برگشت