
(ذخر الحسین، اباالفضل نور دوعین، اباالفضل) ۲ سقای باوفای بین الحرمین ابالفضل (مسند نشین ابالفصل جان افرین ابالفضل)۲ (نفسی فداک یابن امیرالمؤمنین ابالفصل)۲ مرد خطر صاحب نظر جانم ابوفاضل قرص قمر نیکو سیه جانم ابوفاضل داری هنر از هر نظر جانم ابوفاضل (زندگیم بی تو آقا نور ندارد عباس رنگ و بوی شئف و شور ندارد عباس) ۲ من ندیدم کسی از درگه تو نرد شود کار با تو گره کور ندارد عباس مددی یا ابالفضل ... (کوه وقار ابالفضل با اقتدار ابالفضل) ۲ یار وفا دار از کیان ذوالفقار ابالفضل (تو مرحمی ابالفضل، رفع غمی ابالفضل)۲ طوفان یاتار یاتماز حسینی پرچمی ابالفضل (ای شهریار، شیر شکار، جانم ابوفاضل) ۲ ای بیقرار، اصل تو یار، جانم ابوفاضل با اعتبار حیدر تبار جانم ابوفاضل (ماه از نور رُخت بار بگیرد عباس) ۲ از نم لَعل لَبت جام بگیرد عباس ماه اگر خواسته باشد که جهان تاب شود باید اذن از تو سرانجام بگیرد عباس مددی یا ابوفاضل...