
باعشق میخونم، من از رشادت از دل مینویسم، عرضِ ارادت دستام خالیه، چیزی ندارم عیدی میگیرم، شامِ ولادت قمر اومده به دنیا و دلم داره دخیل میبنده تا میره تو بغلِ داداش حسین از تهدل میخنده(۲) دل و دلدارِ حسین یارِ حسین توی همهسختیا هوادارِ حسین سر و سردار و سپهدارِ حسین توی قیامتم علمدارِ حسین خم به ابروش نمیاد توی نبرد تاکه تو رو داره حسین چیکم داره حسین... ذُخرالحسین.. یاابلفضل(۲) دستاش معماره، عرشِ برینه چشماش دنیامه، چهدلنشینه دستام خالیه، چیزی ندارم عیدیم، تو دستِ امُالبنینه شبِ دلسپردنو دوباره امشب، شبِ پروازه چیمیشهام بنین گوشه نگاهی به ما بندازه قمرِ روی زمین، شاهِ برین نورِ چشِ حیدر امیرالمومنین تویی آقا و یَل امبنین رسمِ مقام و شان تو باشه همین اگر انگشتر حسین باشه تو هستی بهیقین بر او نگین، ای یار مهجَبین