
دسته دسته رسیدن کبوترها وای وای وای وای جمع دلدادهها، جمع دلبرها وای وای وای وای کربلا و عروج سبک پرها وای وای وای وای جمع مردانشان جمع حیدرها بانوان در صدف مثل گوهرها خواهران در پناه برادرها ... سر پدرها و دخترها! جای دردانهها بر روی شانهها خواب طفلان پُر از نوای مادرانهها طوف شمع حسین، حج پروانهها آتش عشق او ز جان کشد زبانهها خاک کربلا در انتظار دانهها دانهها که بعدها زند جوانهها کربلا به روی هر جوانه گل کند نفعۀ حسین را بَرَد به خانهها بلا به دور، کربلا کربلا، بلا به دور *** خیمه خیمه خیامی به پا کردن وای وای وای وای خاک عرشین مقامی به پا کردن وای وای وای وای وه چه بیتالحرامی به پا کردن وای وای وای وای اندک اما قیامی به پا کردن بزم حُسن ختامی به پا کردن آنچه قوم حرامی به پا کردن سور قتل امامی به پا کردن این طرف نورِ نور، آن طرف کورِ کور درد عشقِ حسین و قلبِ زینب صبور این طرف با غرور، حرف سر، عشق و شور آن طرف حرفِ سر، میانِ تشتِ زَر تنور حرف خانواده بین عدهای شرور حرف آتش و بهشت و لطمه روی عود ازدحام و ناسزا و تنگۀ عبور ای به حقّ شاه کربلا، بلا به دور بلا به دور، کربلا