نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داغ تو داد پس از سوختنم، بر بادم (کاش من زودتر از قتل تو جان میدادم)2 (کوفه هرچه جگرم سوخت تحمل کردم)2 (شام تا شامِ قیامت نرود از یادم)2 (کوه غم بردم و یک دم ننشستم از پا)2 (گرچه صدبار در این راه ز پا افتادم)2 (من که در دامن زهرا و علی جایم بود)2 (شب روی خاک خرابه رخ خود بنهادم)2 (کوه، یک سنگ صبور است ز کوه صبرم)2 من نه آنم که کند سیل بلا، بنیادم (از زمانی که سرت را به سر نی دیدم هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم)2 (بزم می بود و سر پاک تو و چوب یزید)2 من در آن بزم سه ساعت روی پا اِستادم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد