
(خاطرههای شامو، بغض توی صدامو)۲ رو نیزه میبینم سر شکستهی بابامو (بین شلوغیا نمیشنوه کسی صدامو)۲ (بین هلهلهها، بین سلسلهها)۲ (همه دور و برم خندیدند)۲ (به سر پدرم خندیدند)۲ (نزن،نزن، یتیم و بیهوا نمیزنن)۲ نکِش، نکِش، (یتیم و بیهوا نمیکِشن)۲ (حسین، حسین، مَنِ الَذی اَیتَمَنی...)۴ (خاطرههای شامو، بغض توی صدامو)۲ هر کی با هر چی دستشه میزنه عمههامو (کشوندنم پای برهنه مجلس حرامو)۲ توی بزم شراب، با چشای پر آب نفسم که برید افتادم جلو چشم یزید افتادم امون، امون، از سر و تشت و چوب خیزرون امون، امون، قاری من شدی تو غرق به خون (حسین، حسین، مَنِ الَذی اَیتَمَنی...)۴ (وای حسین...)۸ نشستم حالا روبروت تو هم مثل من سوخته موت هنوز تشنهای و گلوت، میسوزه چه جوری بگم که چقدر میخوام راه برم تا ابد کبودیِ جای لگد، میسوزه ببینم افسردم، بهم خوردم دیگه خیلی چیزام عوض شده بابا، دیر اومدی بس که غم خوردم، غذا کم خوردم رفتی آب و غذام عوض شده بابا، دیر اومدی توی ازدحام و، دقیقا یه ماه تمام من اینجا بدون عموم میمیرم غریبم توی شهر شام جای گریه خونه چشام بدون تو مشگل گشام میمیرم سخته بشناسم، نگاه میندازم آخه خیلی سرت عوض شده بابا دیر اومدی تو بگو بازم، خوشگل و نازم نکنه نظرت عوض شده بابا دیر اومدی (دیگه خیلی چیزام عوض شده ...)۴ حسین... آن دم که من از ناقه، افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی، از ما تو جدا بودی آن دم که تو از ناقه، افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم، کی از تو جدا بودم آن دم که عدو بر من، اظهار کنیزی کرد بابا تو کجا بودی، از ما تو جدا بودی آن دم که عدو بر تو، اظهار کنیزی کرد در تشت طلا بودم حسین... زر و خلخال دخترت را بردند کمی دیر آمدم سرت را بردند نه فقط یک عدد همان پیراهن همه اعضای پیکرت را بردند