
ٰحسین یه نگاه بکن به دست خواهرت جوونای من فدای اکبرت نکنه زِ غصّه بیشکیب بشی مگه مُرده خواهرت غریب بشی این دو نوجوان من نور چشم مادرند از تبار فاطمه وارثان حیدرند بهخدا دوای قلب خستمه همه هستِ من به روی دستمه نبینم که غصّه میخوری داداش داری گریه میکنی یواش یواش غصّهی دل منو بیحد و عدد مکن جون زینبت حسین دست من رو رد مکن تورو حق اشک و گریههای من قابلی نداره هدیههای من میزنه غمِ تو روی دل شرر بیا آبروی زینبو بخر مهربان برادرم، یادگار مادرم کاش بمونه تا ابد سایهی تو بر سرم