نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حرف رفتن می زنی قلب مرا خون می كنی ای برادر حال خواهر را دگرگون می كنی سایه ی بالا سرم این گونه از رفتن مگو خواهر غم دیده ات را از چه محزون می كنی یادگار مادرم را از چه رو خواهی حسین پیرهن كهنه به تن با جسم گلگون می كنی خشكی این حنجر تشنه مرا گریان نمود با وصیت كردنت قلب مرا خون می كنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد