نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جولان میده، توی میدون داره فرمان میده پسر ابوتراب با شمشیرش دوباره به غائله پایان میده قدم میزنه، توی میدون داره علم میزنه لشکر دشمن رو بهم میزنه سرنوشت جنگو رقم میزنه یل حیدر نسب، افتخار عرب، ای خدای ادب جان قمر رو زمین، یل اُم البنین، تویی شور آفرین جان (یا اباالفضل، یا اباالفضل) پرچم داره، توی دستاش علمو محکم داره میمنه تا میسره تو دستاشِ میون معرکهها سردمدارِ چقدر محشره، وقت جنگش میگن خود حیدرِ یه سر و گردن از حریفش سرِ به تمام معنا یه جنگ آورِ شیر نام آورِ، یه تنه لشکرِ، از همه برترِ جان امیر صف شکن، فاتح تن به تن، که شده عشق من جان یل حیدر نسب، افتخار عرب، ای خدای ادب جان قمر رو زمین، یل اُم البنین، تویی شور آفرین جان یا اباالفضل ، یا اباالفضل عنوان داره، خون حیدر تو رگاش جریان داره وقتی کشتی نجات حسین باشه میشه گفت عباس هم سکّان داره چه با هیبتِ، مثل باباش حیدر قَدَر قدرتِ ضربهی شمشیرش چه پُر سرعتِ چی بگم در وصفش ته جرأتِ دست مشکل گشا، ساقی کربلا ، به همه مقتدا جان بی حد و بی عدد، ذکرمِ تا لحد ، ابوفاضل مدد جان یل حیدر نسب، افتخار عرب، ای خدای ادب جان قمر رو زمین، یل اُم البنین، تویی شور آفرین جان (یا اباالفضل ، یا اباالفضل)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد