نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو صاحب دنیایی، ذکر پهلوونایی هستم نوکرت میپرستمت ای جانم چه آقایی سقایی و نامآور، ماشاءالله یَل حیدر عالم بَندَته، برازندته فرماندهی لشکر عشقت عقیله، نفست بیبدیله خودِ عیسی دخیله، ابوفاضل چشمات دلیله، مستیِ جبرئیله افتخار قبیله، ابوفاضل حاتم گداته، دو عالم زیر پاته دل اسیر نگاته، ابوفاضل جونم امیرم، پای عشقت میمیرم دامنت رو میگیرم، ابوفاضل ای جانم ابوفاضل ، جانانم ابوفاضل ... چه ماه دلربایی، بَه عجب شهریاری پرچمداری و افتخاری و سقایی علمداری زور بازوت حیدری، بَه عجب قلندری بنازم بهت خَلقاً و خُلقاً تو شبیه حیدری میلرزه میدون با قدمهای سقا ضرب دستای سقا، طوفانه شاگرد حیدر با دم ذوالفقارش دوباره غوغا کرده، جانانه تو مَهجبینی، ماه روی زمینی یل اُمالبنینی، ابوفاضل مصداق حیدر، صاحب جاه و حشمت انتهای شجاعت، ابوفاضل ای جانم ابوفاضل، جانانم ابوفاضل ... دل به عشقت اسیره، یا قمرَالعشیره دست بریدت دستای مارو توی محشر میگیره سایت روی سرمه، تکیهگاهم علمه زیر علمت پناهندم و عشق تو باورمه شمس جمالت مثل خورشید تابان به فدای تو سلطان، ابوفاضل یا کاشف الکرب غم ما میره با تو بنازم اون چشاتو، ابوفاضل هر پهلوونی مقتداش بوده سقا شُهره شد توی دنیا، ابوفاضل ابرو کمندم، عزیز دلپسندم ذکر رو بازوبندم ابوفاضل ای جانم ابوفاضل ، جانانم ابوفاضل ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد