نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو را آن گونه مینامند مولای تلاطمها و نامت غرش آبی آوای تلاطمها تو را این گونه میفهمند مجذوبان كه اربابی و نامت مونس هموارهی شبهای بیخوابی تو را این گونه میسنجند با شأن خداوندی خدا ذات تو را با ذات وحدت داده پیوندی تو را پیغمبر بیسرترین پیغام میدانند تو را بنیانگذار اصلی اسلام میدانند و تو تكثیر حق در جان هفتاد و دو پیغمبر كه پیغام تو را بردند از لاهوت آن سوتر تو میلادت شروع جنبش خونین آزادیست تو میلادت برای عاشقان غم، عارفان شادیست نمیفهمیم یعنی چه؟ تلاطم از دل دریا نمیدانیم یعنی چه؟ تولد از دل زهرا تو را بر محملی از دل از آن بالا فرستادند تمام آسمان و اهل آن بر پایت افتادند زمین سر تا سرش چشم است وقتی جَلوَتاللهی قدم بگذار ای جان جهان هر جا كه میخواهی تو را كه مصطفی همواره از جبریل میپرسید علی در قاب چشم فاطمه هر شب تو را میدید برایت قبل از آنی كه بیایی گریه میكردند برای تو شهید كربلایی گریه میكردند برای تو زمین تنگ است میدانم تحمل كن برایت زندگی ننگ است میدانم تحمل كن برای تو بلوری كه تراشیده شدی در عرش زمین و آسمان سنگ است میدانم تحمل كن برای تو كه گوشت پر ز آهنگ بهشتیهاست كلام من بد آهنگ است میدانم تحمل كن تو و با ظلم سازش؟ هرگز این آیین مردان نیست تو حرف آخرت جنگ است میدانم تحمل كن زمین میماند و تو ظهر شورانگیز عاشورا و یك روز حماسی و غرورانگیز عاشورا به پیش بادها اِستادهای ای روح طوفانی نگاه تو عمیق و ساده چون آیات قرآنی خدا را هر چه با اثبات خود اثبات میكردی تمام عقلها و روحها را مات میكردی کنون من ماندهام بین سرود و مرثیه حیران منم یک لحظه زیر آفتاب و لحظهای باران کنون من ماندهام با عقدههای تو گره خورده دلی كه با ضریح کربلای تو گره خورده قلم از عشق تو آقا زیارتنامه میخواند و فُطرس در جوار تو برایت نامه میخواند یکی از نامهها خیس است همراهش سلام ماست و تو با مهربانی مینویسی این غلام ماست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد