بهم حق بده یه کم با دل خون من راه بیا

بهم حق بده یه کم با دل خون من راه بیا

[ مجتبی رمضانی ]
بهم حق بده، یه کم با دلِ خونِ من راه بیا 
بهم حق بده، نگو برنمی‌گردی کوتاه بیا 
بهم حق بده ...

دیگه اصلاً نگی که شرمنده‌ام
روی بودنت حساب وا کردم 
قول برگشتنو من دادم 
حالا من بی تو چطور برگردم 

زوده برام دست به کمر بگیرم 
بلند شو پهلوونِ سر به زیرم 

*****

همش میگم حیف
 حالا خاطراتو چیکارش کنم
همش میگم حیف 
یعنی برنمی‌گرده خواهش کنم 
همش میگم حیف 

دیگه هیچکی نمیگه جیب الماء
پاشو خوش غیرت من، بسم الله 
خواهش همه است با هم برگردیم 
نگو نه، جون اباعبدالله 

«آب به خیمه نرسید، فدای سرت 
حسین قامتش خمید، فدای سرت»

خیمه‌هارو آخه به کی سپردی 
راستی داداش دخترارو شمردی 

زوده برام دست به کمر بگیرم 
بلند شو پهلوونِ سر به زیرم 

*****

پاشو دیگه نذار اشاره بشه به سمت حرم 
آی آی، کمرم، آی آی کمرم، آی آی کمرم 

خبر داری که منو کُشتی تا گفتی اَدرِک اَخا
خبر داری که چه غوغاییه توی نخلستونا 
خبر داری که ...

چه کنم با غارت گوشواره 
چه کنم با غارت گهواره 
رو زمینی و همه شیر شدن 
منم اینجا بمیرم جا داره 

گیر اومدی تو چارهزار تیرانداز
چه روضه‌ها که با تو میشه آغاز 

زوده برام دست به کمر بگیرم 
بلند شو پهلوون سر به زیرم

نظرات