نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به روی من به خدا بسته ره چاره شده ای جگرگوشه کجایی جگرم پاره شده شد غریب الغربا، غرق در شور و نوا به کجایی پسرم، هستی از من تو جدا سینه پُر گشته ز آه تو بیا با رخ ماه نور چشمان ترت چشم من مانده به راه گر بیایی به برم ای همهی امیدم نشناسی تو مرا بس که بهخود پیچیدم به روی من به خدا بسته ره چاره شده ای جگرگوشه کجایی جگرم پاره شده شد غریب الغربا، غرق در شور و نوا به کجایی پسرم، هستی از من تو جدا بخت من رفته به خواب جگرم گشته کباب مثل یک شمع سحر قطره قطره شدم آب من به یاد همه اما نکند کس یادم عاقبت گوشهی حجره ز نفس افتادم به روی من به خدا بسته ره چاره شده ای جگرگوشه کجایی جگرم پاره شده شد غریب الغربا، غرق در شور و نوا به کجایی پسرم، هستی از من تو جدا به لبم زمزمهام مادرم فاطمهام آنکه بر عرش خدا به خدا قائمهام سوی او میروم امشب به دلی افسرده میروم تا که ببینم رخِ سیلی خورده به روی من به خدا بسته ره چاره شده ای جگرگوشه کجایی جگرم پاره شده همه عالم یه طرف حسین زهرا یه طرف هرچی عشقه یه طرف عشق به مولا یه طرف
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد