نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بسه گریه نکن شدم از شرمت آب بخواب گل امیدم دامادیتو ندیدم یکبار نگفتی مادر صداتو من نشنیدم تا سحر پیش گهوارهام لالا لالایی تو بخواب علی من بیدارم لا لالایی کاشکی دشمن نگیره تو رو از من الهی مگه چندتا پسر دارم لال لالایی امید من نقش بر آبه میدونم حال تو خرابه سه شعبههای قاتل تو نشونهی قلب ربابه علی، یا علی..... علی آروم بگیر مادر نداره شیر داری جون میکَنی بخواب ولی نمیر علی، یا علی..... شد لحظههای آخرت دعای من پشت سرت مگه چقدر تو آب میخوای برات بمیره مادرت عم عباس که زد به لشکر گفتم این تشنگی شد آخر یه صدایی اومد که بابات رفته به میدون اومد اما بیآب آور عمو که رفت و آب نیاورد عمود خیمهاش تا زمین خورد امید من شد ناامید و گفتم که دیگه اصغرم مرد چیکار کنم خدا به پشت خیمهها نره تن علی به زیر دست و پا هر چی گفتم خدا شد سرت ز تن جدا شد چه جوری حجم نیزه به حنجر تو جا شد از سرت پیداست که شکسته سر تو کی به نیزه بسته ترسم اینه سرت بیافته آخه نیزهداره خیلی مسته روزی که مادر رفت اسارت گهوارهات هم بردن به غارت نیستی پسر تا که ببینی عدو به مادر کرد جسارت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد