نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری؟ چرا در تن برادر سر نداری بمیرم من مگر مادر نداری؟ مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و کسی یاور ندارد ز جور ساربان بی مروّت دگر انگشت و انکشتر ندارد غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای وصلت بی بال و پرم کرد به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد گلی گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد