برادر جان سلیمان زمانی
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن23
بازدید3.2K
برادر جان سلیمانِ زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری چرا بر تن برادر سر نداری بمیرم من مگر مادر نداری حسین جانم... گُلی گُم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت اگه کشتن چرا آب ندادن چرا زان دُر نایابت ندادن اگه کشتن پرا خاکت نکردن کفن بر جسم صد چاکت نکردن