نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر رخم دشمن تو جرات سیلی كه نداشت لیك با خون سرم سرخ شده صورت من * * * * * یاس ها را جوهر نیلی زدند بچه ها را یك به یك سیلی زدند * * * * * محرم و صفر رو می خوندم از كربلا منم مثه رقیه جاموندم از كربلا من از سعادت كم اون از غم فراوون من تو خونم جا موندم اون توی شام ویرون فرق من و سه ساله زمین تا آسمونه من مث او نخوردم سیلی و تازیونه موهای من نسوخته طشت طلا ندیدم من سر شیرخواره رو نیزه ها ندیدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد