نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با خندهی خود صفای دلها میشد آرامش خاندان طاها میشد حنانهترين دختر اين كاشانه در كودكیاش مادر بابا میشد در پيش نگاه عمه و بابايش هر روز شبيهتر به زهرا میشد هر گاه به ديدن عمويش میرفت عباس به احترام او پا میشد صد حيف نشد بماند و رشد كند میماند اگر، زينب كبری میشد کربلای همه دستته خانوم سه ساله دل دیوونه ما دستته خانوم سه ساله هستی عالمو دستته خانوم سه ساله به باباییات بگو کارمو خانوم سه ساله بگو خیلی دوست دارمو خانوم سه ساله تو میدونی فقط چارهمو خانوم سه ساله بیمارم رقیه، جانانم رقیه ای عشق علمدار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد