نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا ... اینقدر بینِ رفتن و ماندن نمان، بمان پیرم مکن زِ بارِ غمت، ای جوان بمان رویِ مرا اگر به زمین میزنی، بزن (اما بیا به خاطرِ این کودکان، بمان)۲ راضی نشو دگر به زمین خوردنم، نرو بازی نکن تو با دلِ این پهلوان، بمان ببین میتوانی بمانی، بمان عزیزم تو خیلی جوانی، بمان اگر راه دارد بمانی، بمان عزیزم تو خیلی جوانی، بمان (سخته بگیرن دلخوشیِ زندگیتو)۲ بشکنن آخر گُلِ یاسِ خونگیتو سنی نداری یارِ هیجده سالهیِ من سخته نبینم دیگه نوزده سالگیتو (بمون با هم پیر بشیم، زمینگیر بشیم با هم عصا به دست بگیریم)۲ بمون با هم راه بریم، تا ماه بریم با هم بمونیم و بمیریم (ای از دنیا بُریده، نرو (عروسی زینبو ندیده، نرو)۳)۲ سخته شنیدن، سختترینه که ببینی باید بمیری چه بفهمی، چه ببینی حالا خیال کن، علیام باشی و رویِ صورتِ یارت جایِ یه پنجه ببینی شبا هِقهِق میکنم، دِق میکنم از داغِ چشمِ نیمه بستهات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد