نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای غایب از نظر نفَسی در نظر بیا این انتظار کُشت مرا منتَظَر بیا الغوث و الامان جگرم سوخت از فراق شرحش نمیدهم به همین مختصر بیا کم مانده است غرق شوَم دست من بگیر قبل از اجل کنار منِ معتزل بیا یک روز هم ز کوچهی بدها گذر بکن از جُرمِ بینهایت ما درگذر بیا فُلکِ نجات مَردم افتاده از نفَس موعود ما برای نجات بشر بیا ما بیخیال، ما بیخبر ز حال توایم و بیا تو هم اصلا خبر نگیر ز حال ما بیخبر بیا تو در میان مایی و ما از تو غافلیم آرامبخش مردم آسیمهسر بیا صبحِ عَلَیالطُّلوع پس از پنجشنبهشب آقای کربلاییِ ما از سفر بیا تا روز جمعه تاب نداریم، العَجَل اصلا همین سهشنبه طلوعِ سحر بیا وضعیت زمین و زمان ریخته بهم ای صاحبَالزّمان و زمین زودتر بیا بر کودکان غزّه امانا نگاه کن مظلوم آه میکشد آه ای پدر بیا ای داغدارِ فاطمه در فاطمیهها مرثیهخوانِ بانوی خونینجگر بیا آه ای شفای سینهی زخمی هنوز هم مادر صدات میزند از پشتِ در بیا ***** (بودند دیو و دَد همه سیراب و میمَکید خاتم ز قحط آب، سلیمانِ کربلا) ... (ای با غریبههای جهان آشنا حسین ای عهدهدار مَردم بیدستوپا حسین) ... (بگو چهکار کنم تا که آب را صدا نزنی؟ بگو چهکار کنم تا که دستوپا نزنی؟ بگو چهکار کنم تا تو را خلاص کند؟ به شمر رُو بزنم یا که التماس کنم؟) ... (من اگر گریه برایت نکنم میمیرم من اگر سینه برایت نزنم میمیرم) ... (گذرم تا به درِ خانهات افتاد حسین خانهآباد شدم خانهات آباد حسین)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد