نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اوّل دفترِ گریه نوشته از سرِ گریه برای مرهم زخمهات رسیده لشکرِ گریه با گریه معتکف این حرم شدم مستمعِ محتشم شدم دخیلِ شال و علَم شدم سیلِ اشکی که به راه افتاده میره با سینهزنی تو جاده از نجف تا کربلا با پای پیاده رحمتالله به عشّاقِ ابیعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد