
اخر سال است و بی جیره مواجب مانده ایم باز هم در کار خود از هر جوانب مانده ایم هر چقدری که صلاح ماست ان را لطف کن دست خالی در پی لطفی مناسب مانده ایم قالبا با گریه ما احساس سیری می کنیم چند وقتی میشود بی قوت قالب مانده ایم پای ما امسال هم در خیمه تو وا نشد عذر میخواهم اگر عضو اجانب مانده ایم تو تماما سیزده قرن است حاضر مانده ای ما تماما سیزده قرن است غائب مانده ایم لطف مستاجر شدن دیدار صاحب خانه است اه ما محروم از دیدار صاحب مانده ایم چه بهاری مانده وقتی مادر ما را زدند پا به پای تو به سوگ این مصائب مانده ایم تا قباله پاره شد بند دل ما پاره شد