نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اباالفضل بیا این دَمِ آخری غربتمو ببینو بیا و تَسَلّی بده درد اُمُّ البنینو، عباسم اباالفضل، الهی که مادر فدای دو دست بریدت بمیرم برای غریبی و مشک دریدت،عباسم نظر کن به حالم که زار و محزونم ببین گوشهای کنج بستر، گریونم نفسهام رسیده روی لب ایمادر با چشمای تَر از غم تو، میخونم اباالفضل، شنیدم امیدت عزیز دلم ناامید شد شنیدم که گیسوی زینب یه روزه سپید شد اباالفضل، شنیدم یه لشکر تو رو کشتنت نور عینم تو رفتی و شد بیعلمدار و یاور حسینم، عباسم دو دستای تو تا قلم شد، عباسم حرم بیپناه و علم شد، عباسم میگفتن به حال حسینم خندیدن قد و قامتش تا که خم شد، عباسم اباالفضل، برام گفته زینب که توی نبودت چه ها شد چقد تازیونه نصیب زن و بچهها شد، عباسم اباالفضل، شنیدم که تو شام و کوفه چقد شد، جنایت چقد روی ناقه به اهل حرم شد، جسارت، عباسم امان از غم کوچه بازار واویلا امان از غریبی و آزار واویلا توی اون شلوغی و جنجال...... میگفتن کجایی علمدار واویلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد