عباس من
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن94
بازدید23.7K
عباسِ من، مادر فدای تو به قربونِ، قدو بالای تو پیرم کرده، غمِ دستای تو عباسِ من آی آی عباس... عباس من، ماه شب تارم چی به سرت، اومد علمدارم خوردی زمین، ای سپه سالارم عباس من عباس من، شنیدم ای مادر تو علقمه، دورَت کردن لشکر عباس من، دورِ تو غوغا شد با سرنیزه، پیکرِ تو واشد از داغ تو، قد حسین تا شد عباس من عباس من، خیمهها بلوا شد تا فهمیدن، حرم بی سقا شد توی میدون باباشون تنها شد عباس من دل، محزونم، حسین بارونم ببین عباسم، برات گریونم چشم انتظارم بیایی کنارم فکری کنی واسه حال نزارم داره میره دیگه از دست الهی که امِّ بنین فدای قد و بالات الهی که امِّ بنین فدای هر دو دستات الهی که امِّ بنین فدای دوتا چشمات